تبليغاتX
یا حسین کانون فرهنگی هنری مسجد النبی ص
بیادمادری که درکربلانبودولی دلش درکربلاماند(ام البنین)

 

 

 

 

                            

به بهانه وفات ام البنین ۱۳جمادی الثانی 

بخشی از زیارت نامه ام البنین علیهاالسلام

سلام بر تو ای همسر جانشین رسول اللّه علیه السلام ؛

سلام بر تو که محبوب زهرایی؛

سلام بر تو ای مادر ماه های درخشان؛

خدا و رسولش را گواه می گیرم که تو با اهدای فرزندانت و قربانی کردن آن ها در راه آرمان های حسین علیه السلام جهاد نمودی؛

گواهی می دهم که تو یار و یاور امام علی بن ابی طالب علیه السلام در سختی ها، مشکلات و مصیبت ها بوده ای ؛

گواهی می دهم که به خوبی از عهده سرپرستی و نگه داری فرزندان زهرای اطهر علیهاالسلام و ادای امانت ایشان برآمدی؛

تو در نزد خداوند از مقام و منزلت بالایی برخورداری؛ سلام بر تو و بر فرزندان شهیدت

+نوشته شـــده در دوشنبه 18 اردیبهشت1391ساعــت10:57 تــوسط روح الله هاشمی |
به زودی وبلاگ این عزیزفعال خواهدشدبامطالبی زیبا (شیخ ابوذرمحمدی)
+نوشته شـــده در شنبه 9 اردیبهشت1391ساعــت7:26 تــوسط روح الله هاشمی |
به یادفرزندان خوشنام زهرا

گرامی بادیادوخاطره شهدای گمنام که درایام سالگردحضورزیبایشان درشهرعلامردشت درایام فاطمیه هستیم

سلام وصلوات میفرستیم به روح مطهره زهرای مطهر   ام الائمه النجباء  صدیقه کبری شفیعه روز جزا  

+نوشته شـــده در یکشنبه 3 اردیبهشت1391ساعــت10:8 تــوسط روح الله هاشمی |
عرض تسليت

 
+نوشته شـــده در دوشنبه 21 فروردین1391ساعــت12:48 تــوسط روح الله هاشمی |
السلام علی المهدی
+نوشته شـــده در سه شنبه 15 فروردین1391ساعــت9:21 تــوسط روح الله هاشمی |
فکرنکنی یه وقت
مایه ی اصل و نسب در گردش دوران زر است 
 دائماً خون می خورد تیغی که صاحب جوهر است
دود اگر بالا نشیند کـسر شأن شعله نیست
  جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالاتر است
شصت و شاهد هر دو دعوای "بزرگی" می کنند
  پس چرا انگشت کوچک لایـق انگشتر است؟
آهن و فولاد از یک کـوره می آیند برون 
 آن یکی شمشیر گردد دیگری نعل خر است
گر ببینی ناکسان بالا نشینند صبـر کن
   روی دریا کف نشیند قعر دریا گوهر است
+نوشته شـــده در دوشنبه 15 اسفند1390ساعــت16:53 تــوسط روح الله هاشمی |
دلی پردرد

توانا بُوَد , هر که ‘ دارا ‘ بُوَد ..... زِ ‘ ثروت ‘ دلِ پیر , بُرنا بُوَد

به ثروت هر آن ابله بی سواد ...... به نزد کسان ، به به ! چه آقا بود
+نوشته شـــده در یکشنبه 14 اسفند1390ساعــت10:15 تــوسط روح الله هاشمی |
خورشید یازدهم
نسیم سحری، جان مایه عشق را به گستره خاک بخشید. آبشاری از نور، از خنده های شادمانه خورشید، به میهمانی زمین آمد. دریچه ای از شادی بر دل ها گشوده شد و ترنّم شکفتن نوگلی معطر، در باغستان توحید، دل ها را مفتون و مجذوب خویش ساخت. امام حسن عسکری علیه السلام مدافع حریم مهر نبوی، تداوم بخش راه عدل علوی علیه السلام ، و رسواگر دشمنان اسلام مصطفوی است. اینک در سال یادِ میلاد خجسته آن مولا، سلامی صمیمی و سرشار از گل و باران، بر ساحت آن مرهم زخم های خسته دلان می فرستیم و به شما گرامیان به مناسبت این طلوع فرخنده، تهنیت و شادباش می گوییم.

. خورشید یازدهم! ما هرروز با سبدی دعا به استقبال فرزندت می رویم و در آینه قنوت قلبمان زیارتش می کنیم و بر ضریح چشمانش دخیل می بندیم تا شاهد رویش سبز لحظه ظهورش باشیم. آری، عدالت، پاره ای از تن توست ـ ای امام عسکری ـ و جهان لحظه شمار گل آرایی فرزند تو. اینک بر تو و بر آن خورشید، بر تو و بر آن گل غایب، بر تو و بر نایب بر حق آن غایب، سلامی بی کرانه نثار باد!

+نوشته شـــده در دوشنبه 8 اسفند1390ساعــت11:5 تــوسط روح الله هاشمی |
ما سینه زن....
فقط همین یه شعر برا اقامون عباس
ما سینه زن غم تو هستیم                ما را نزنی کنــــار عبـاس

+نوشته شـــده در یکشنبه 30 بهمن1390ساعــت18:41 تــوسط روح الله هاشمی |
او که جانش را می فروشد...
 

«وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ ...»؛ از مردم کسی هست که جان خویش را

امام علی

 در راه رضایت خداوند می فروشد. (بقره/ 207)

این آیه نورانی در شب اوّل ربیع الاول در شأن امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) نازل شد. آن شب پیامبر(صلی الله علیه و آله) از شر کفّار از مکه به مدینه هجرت کردند و امام علی(علیه السلام) این قهرمان همیشه تاریخ با نثار جان خویش در بستر رسول الله(صلی الله علیه و آله) خوابیدند. آری، آن شب لیلة المبیت بود...

 به زمین نگاه کنید...

غزالی در احیاء العلوم آورده است: در شبی که امیرمؤمنان علی(علیه السلام) در جای پیامبر(صلی الله علیه و آله) خوابید به جبرئیل و میکائیل خطاب رسید که من بین شما دو نفر برادری قرار دادم و عمر یکی از شما را بیش از دیگری قرار دادم. کدام یک از شما ایثار می کند که عمر طولانی از آن دیگری باشد؟ هر دو عمر طولانی را اختیار کردند. خطاب آمد: «به زمین نگاه کنید و ببینید که چگونه امام علی(علیه السلام) حیات خود را به برادرش پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نثار نموده و به جای او خوابیده و جان خود را فدای جان او نموده است. به زمین بروید و او را از شر دشمنان حفظ کنید.» آنها آمدند و جبرئیل در بالای سر امیرالمؤمنین و میکائیل در سمت پاهای آن حضرت نشست و ندا کرد: بخ بخ من مثلک یابن ابیطالب، خداوند در جمع ملائکه به تو مباهات فرمود. اینجا بود که آیه شریفه «وَ مِن الناس مَن یشری نفسه ابتغاء مرضات الله...» نازل شد.

+نوشته شـــده در چهارشنبه 5 بهمن1390ساعــت10:6 تــوسط روح الله هاشمی |

+نوشته شـــده در دوشنبه 3 بهمن1390ساعــت10:11 تــوسط روح الله هاشمی |
السلام علیک یارسول الله
آخرين لحظات خاتم پيامبران (ص )
پيامبر در خانه عايشه بسترى بود و از شدت بيمارى از شركت در نماز جماهت باز ماند. وقتى شنيد كه ابوبكر به مسجد رفته تا با مردم نماز بخواند، فورا از جاى پريد و به ابن عباس و على عليه السلام گفت : مرا به مسجد ببريد. آن دو نفر زير بغل پيامبر را گرفتند و حضرتش را به مسجد بردند. در اين هنگام ابوبكر بر مردم نماز مى خواند. وقتى پيامبر را در آستانه درب ديدند، خوشحال شدند. ابوبكر متوجه شد كه پيامبر به مسجد وارد شده است . يا خودش از محاب خارج شد و يا رسول خدا او را از محراب دور ساخت و هر طور بود، نماز را به جماعت خواند. آنگاه رو به مردم نمود و در حالى كه به على عليه السلام و فضل بن عباس ‍ تكيه كرده بود، گفت : اى مردم ! آتش فروزان گرديد و فتنه ها همچون پاره هاى شب تار روى آورد، به خدا شما دست آويزى عليه من نداريد، من حلال نكردم مگر آنچه را كه كه قرآن حلال كرده ، و حرام نكرده ام مگر آنچه را كه قرآن حرام كرده مگر آنچه را كه قرآن حرام كرده است . آنگاه با صداى بلند فرمود: (( انى تارك فيكم الثقلين ؛ كتاب الله و عترتى ، ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا ابدا، فانهما لن يفترقا حتى يروا على الحوض . ))
پيامبر به خانه بازگشت . دستور داد تا هفت مشك آب از چاه هاى مختلف آوردند و خود را شست و آنگاه به مسجد رفت . بر منبر نشست و براى ياران و شهيدان ((احد)) طلب آمرزش كرد. درباره انصار سفارش فراوان نمود. به مهاجران گفت كه شما زياد شده ايد، ولى جمعيت انصار افزوده نگرديده است : بدانيد كه انصار پناهگاه من هستند؛ با خوبان آنان خوبى كنيد و بدان آنها را عفو نمائيد.
آنگاه فرمود: هركس بر من حقى دارد، از من بگيرد، و يا حلال كند. اگر كسى را تازيانه زده ام يا كسى را دشنام داده ام ، اينك براى تلافى آمده ام . من اهل كينه نيستم و شايسته من نيست .
پيامبر از منبر به زير آمد. نماز ظهر را خواند و دوباره بر منبر رفت و سخنانش را تكرار كرد. در اين موقع برخى برخاستند و مطالبى اظهار نمودند و عده اى تقاضاى دعا كردند. پيامبر از منبر به زير آمد، در حالى كه بر على عليه السلام و فضل بن عباس تكيه كرده بود و پاهايش بر زمين كشيده مى شد، به خانه بازگشت .
مورخان نوشته اند كه پيامبر ابتدا از آزار و اذيت هائى كه ديده بود، سخن گفت و فرمود: اى مردم ! آن همه آزار كه از شما ديدم ، از همه آنها چشم پوشيدم . دندان مرا شكستيد و چهره ام را خون آلود كرديد. در همه جنگها با شما بودم . پروردگار سوگند ياد كرده است كه از ظلم ظالمان در روز رستاخيز نگذرد. بنابراين شما را سوگند مى دهم كه اگر كسى حقى بر محمد دارد، بر خيزد و بگيرد، زيرا قصاص اين جهان بهتر از قصاص ‍ در آن جهان است . در اين هنگام مردى به نام ((سواد بن قيس )) برخاست و گفت : اى پيامبر خدا! پدر و مادرم فدايت باد، يادت مى آيد وقتى از طائف مى آمدى ، من جزء استقبال كنندگان از تو بودم مى خواستى تازيانه بر شترت بزنى ، تازيانه بر شكم من زدى ، اينك زمان قصاص فرا رسيده است . پيامبر به ((بلال )) دستور داد به خانه ((فاطمه )) برود و همان تازيانه را بياورد. ((بلال )) آن را آورد. پيامبر گفت : كجاست آن مرد؟ ((سواده بن قيس )) گفت : من اينجا هستم ! فرمود: بيا و مرا قصاص كن . پيرمرد گفت : پيراهنت را بالا بزن تا شكم تو نمودار شود. پيامبر چنين كرد. ناگهان ((سواده )) خود را بر دست و پاى پيامبر انداخت و بر شكم حضرت بوسه زد. پيامبر پرسيد: آيا مرا عفو مى كنى ؟
سواده گفت : آرى ! عفو كردم

+نوشته شـــده در شنبه 1 بهمن1390ساعــت11:40 تــوسط روح الله هاشمی |
السلام علی موسی ابن جعفر

+نوشته شـــده در سه شنبه 13 دی1390ساعــت11:41 تــوسط روح الله هاشمی |

 

+نوشته شـــده در سه شنبه 22 آذر1390ساعــت16:11 تــوسط روح الله هاشمی |
کمربندهاراببندید
آگهی «اداره راهنمایی و رانندگی» (یا مثلا ً «پلیس راه») آلمان به شهروندان یادآوری می‌كند
كه اگر آن نوار مورب را بر روی بدن خود استفاده نكنند، ممكن است بازماندگان‌شان مجبور شوند
كه آن را در كنار عكس‌شان به كار برند
+نوشته شـــده در جمعه 4 آذر1390ساعــت14:59 تــوسط روح الله هاشمی |
بدون شرح
http://jamandeh2.persiangig.com/Jamande.ParsiBlog/Mod.JPG

+نوشته شـــده در پنجشنبه 3 آذر1390ساعــت14:59 تــوسط روح الله هاشمی |
خوشترآن باشدکه سردلبران؟

          خوشترآن باشدکه سردلبران            گفته آیددرحدیث دیگران

جریان مباهله : وقتی رسول اکرم به دستور خداوند ،  مسیحیان را به مباهله دعوت فرمود،  بزرگان مسیحی از ایشان یک روز مهلت خواستند تا در این باره به شور بنشینند[8]  . فردای ان روز رسول اکرم (ص) امیر المومنین علی (ع) و حضرت فاطمه (س) و امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) را به میعادگاه مباهله بردند و فرمودند « هنگامی که من دعا کردم شما امین بگویید » اما مسیحیان ترسیدند و از مباهله منصرف شدند[9].

مباهله در کتب شیعه : علمای امامیه از گذشته تا زمان معاصرجریان مباهله را مورد توجه خاص خود قرار داده اند واین مهم از تالیفات آنها آشکار است[10] در کتاب اسرار المباهله آقای محمد رضا انصاری 113 کتاب شیعه که به آیه مباهله پرداخته اند معرفی می شود.

مباهله در کتب اهل سنت :درادامه مطلب بخونیدخیلی جالبه

1 – در صحیح مسلم روایتی

اگه دوست داشتیدکلیک کنید وبخونید ادامه مــطلب
+نوشته شـــده در چهارشنبه 2 آذر1390ساعــت10:37 تــوسط روح الله هاشمی |
یاعلی ویاعلی ویاعلی
+نوشته شـــده در شنبه 21 آبان1390ساعــت14:33 تــوسط روح الله هاشمی |
نیایشی ازعرفه حسین ابن علی ع بخوان وتفکرکن
خدايا! مرا به كه وا مي‎گذاري؟ آيا به خويشاوندي كه پيوند خويشاوندي را خواهد گسست؟ يا به بيگانه كه بر من بر آشفتد؟ يا به كساني كه مرا به استضعاف و استثمار كشانند؟ در صورتي كه تو پروردگار من و مالك سرنوشت مني؟
اي خداي من و اي خداي پدران من! ابراهيم، اسماعيل، اسحاق و يعقوب، و اي پروردگار جبرائيل، ميكائيل و اسرافيل.  
تو پناهگاه مني، به هنگامي كه راه‎ها با همه وسعت، بر من صعب و دشوار شوند و فراخناي زمين بر من تنگ گردد. و اگر رحمت تو نبود من اكنون جزء هلاك شدگان بودم. و تو مرا از خطاهايم باز مي‎داري. و اگر پرده‎پوشي تو نبود از رسوايان بودم.

پسران غالب اسدي روايت کرده‎اندعصر روز عرفه در عرفات در خدمت امام حسين عليه السلام بوديم که آن حضرت با گروهي از خاندان و فرزندان و شيعيان خود از خيمه بيرون آمدند و با کمال تضرع و خشوع به دامنه کوه رحمت روي آوردند و در سمت چپ کوه ايستادند و به جانب کعبه روي گردانيدند و دست‎ها را مقابل صورت مبارک برداشتند و اين دعا را خواندند.
دعاي عرفه از مشهورترين دعاهاست كه شامل مضامين عارفانه‎اي چون شناخت پروردگار و تضرع به درگاه لايزال اوست.
راويان گويند: در پايان دعا و ذکر يا رب، يا رب آن حضرت چنان حاضران را تحت تاثير قرار داده بود که از دعا کردن براي خودشان به آمين گفتن به دعاي امام حسين عليه السلام بسنده کردند و صداي گريه مردم صحراي عرفات را پر کرده بود تا اين که آفتاب غروب کرد و به سوي مشعر الحرام رفتند.

+نوشته شـــده در شنبه 14 آبان1390ساعــت15:49 تــوسط روح الله هاشمی |
مدینه - قبرستان بقیع مدفن امام حسن مجتبی(ع)، امام سجاد(ع) امام باقر(ع) و امام صادق(ع)

 

شهادت مظلومانه شکافنده علو م تسلیت باد  -
خیلی هاالتماس دعادارن دعایادتون نره خصوصا براکودکی وجوانی که محتاج دعاهستن
مدینه - قبرستان بقیع مدفن امام حسن مجتبی(ع)، امام سجاد(ع) امام باقر(ع) و امام صادق(ع)
+نوشته شـــده در پنجشنبه 12 آبان1390ساعــت8:33 تــوسط روح الله هاشمی |